جهالت
ریشه کنیم جهالت را ظلم از بین خواهد رفت
پ.ن: ظلم همیشه در جامعه ای رشد میکنه که جهل وجود داشته باشه
آشغالی شخصی
در پی جمع کردن سطلهای زباله ی پلاستیکی و جایگزینی آنها با نمونه فلزی در اطراف میدان انقلاب در راهپیمایی های آینده سطلهای آشغالی شخصی خود را به همراه داشته باشید
پ.ن: خسته شدم از بس غمانه نوشتم. یکم بخندیم
دردهای مکتوب
همچین یه روزهای افتضاحی رو در حال سپری کردن هستم.
دلم یه چیزی میگه، عقلم هم همون طرفی میره. این دهن لامصب یه چیز دیگه ازش در میره. یعنی یه جوری گیر کردم که خودم موندم چیکار باید بکنم.
دارم سعی میکنم خاطرات قبل و بعداز انتخاباتم رو مکتوب کنم. با تمام جزئیاتی که به یاد دارم مکتوبش کنم. از جایی که شروع شد. تا همین امروز، همین الآن. البته پیشنهاد و ایده اولیه ش از من نبود.
یه مقداری ذهنم بسته شده، نوشتنم برام سخت شده. امیدوارم دوباره بتونم راحت بنویسم
پ.ن: چرا جواب ایمیل هام رو نمیده؟ معلومه که اون رو یادمه. معلومه که یادمه. وگرنه بهش ایمیل نمیزدم که.
پ.ن: هیچ کس جز سلینجر نمیتونه عنوانی مثل "تقدیم به ازمه با عشق و نفرت" خلق کنه.
بعضی ها میشینن یه گوشه و چشم و گوششون رو میبندن که آرامششون بهم نخوره
ولی وقتی دریا متلاطم شد اگر درست شنا نکنی غرق میشی
پ.ن: خدایا، 22 بهمن مونُ سبز کن. خدایا، سلامتی رو به ایران برگردون.
بازی ناعادلانه
روز و روزهای قبل از انتخابات مشغولیت ذهنیمون این بود که کجا رای بدیم.
یه سری میگفتن توی مدارس رای بدیم و یه سری دیگه میگفتن که اینجوری بهشون این امکان رو میدیم آرامون رو باطل کنن.
ذهی خیال باطل که فکر میکردیم عادلانه تز اینها بازی میکنن.
پ.ن: حتی رای هامون رو نشمردن.
مناجات
خدایا، این جنبش سبز خشونت دوست نداره
خدایا، چیز خاصی نمیخوایم، آزادی بیان و اندیشه میخوایم.
خدایا، یه حکومت سالم میخوایم.
خدایا، نخواه که با این دروغ و دغل ها به جنبش آسیب برسونن.
خدایا، تا پایان راه کمکمون کن که به نتایج خوب برسیم.
این زندگی لعنتی
باید بیخیال بشی. باید از هرچیزی که تو این زندگی برای آدما مهمه بیخیال بشی. همه چیز رو بیخیال بشی. باید بیخیال بشی که بقیه ازت چه انتظاری دارن، باید بیخیال بشی که چی مهم تره، باید بیخیال بشی که اطرافیانت کیا هستن.
باید خودت برا خودت مهم باشی، باید خودت به خودت افتخار کنی، باید همه چیزُ به هیچی بگیری و بری. باید ببینی خودت چی دوست داری، باید ببینی خودت از خودت چی انتظار داری.
وقتی دوست نداری برق بخونی وقتی دوست داری هنر بخونی نباید ادامه بدی، وقتی دوست نداری ازدواج کنی، حتی اگر سر سفره ی عقد نشستی نباید بله بگی، وقتی کس دیگه ای رو دوست داری نباید با هیچ کس دیگه ای باشی. باید قدرت تصمیم گیری و ایجاد نقطه عطف متفاوت در بحرانی ترین نقاط زندگیت داشته باشی.
باید جوری تصمیم بگیری که حتی اگر تصمیم هات اشتباه باشن بگی تصمیم خودم بود و هیچ چیز دیگه ای توش دخیل نشد.
این زندگی یه بار که بیشتر نیست، نباید صبر کنی تا خرابش کنن. باید اونجوری که ازش میخوای لذت ببری.
پ.ن: زندگی وقتی معنای زندگی پیدا میکنه که توان زندگی کردن داشته باشی.
سرود شب
آهای آدمایی که در خوابین، یا خودتونو زدین به خواب. وقتش اومده که بیدار شین، به صورتاتون بزنین آب.
که از شکاف سقف قصر تاریک، درون تابیده آفتاب.
میگی که این فقط یه استعاره ست، ولی دیگه افتاده اون نقاب
اون که صبح تو صف نان بود، شب میاد به پشت بام.
میگه اگر کسی اون بالا هست، مال همه ست، این است ختم کلام.
پ.ن: اون چیزی که ما رو نمیکشه، قویترمون میکنه. این شنبه هم خدا به خیر بگذرونه.
